شهدا یادتان باشد که یادتان کردیم در جمعه سوم بهمن 1393

نویسنده: امیرحسین رنجکش

ﻓﻀﺎﭘﯿﻤﺎ ﺍﮔﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﺍﻭﻧﻮﺭ ﺁﺏ ﺑﺎﺷﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﮐﺸﻮﺭ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﯾﺎﻓﺘﻪ
ﺍﮔﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﺑﺎﺷﻪ ” ﺁﺏ ﻭ ﻧﻮﻥ ﻧﻤﯿﺸﻪ”

ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻫﺴﺘﻪ ﺍﯼ ﺍﮔﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻧﻮﺭ ﺁﺏ ﺑﺎﺷﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻗﺪﺭﺗﻤﻨﺪ،
ﺍﮔﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﺑﺎﺷﻪ ” ﺁﺏ ﻭ ﻧﻮﻥ ﻧﻤﯿﺸﻪ”

ﺭﺍﻫﭙﯿﻤﺎﯾﯽ ﺍﮔﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻧﻮﺭ ﺁﺏ ﺑﺎﺷﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺑﯿﺎﻥ،
ﺍﮔﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﺑﺎﺷﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﺍﺟﺘﻤﺎﻉ ﺳﺎﻧﺪﯾﺲ ﺧﻮﺭﻫﺎ

ﺗﻪ ﺭﯾﺶ ﺍﮔﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﮊﯾﮕﻮﻝ ﺷﺪﻥ ﺑﺎﺷﻪ ﻣﯿﺸﯽ ﻋﺸﻖ ﺑﻌﻀﯿﺎ
ﺍﮔﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﻣﺴﺠﺪﯼ ﻭ ﻫﯿﺎﺗﯽ ﺑﺎﺷﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﺍﻣﻞ ﻭ ﺑﺪﺑﺨﺖ ﻭ ﺳﯿﺐ ﺯﻣﯿﻨﯽ ﺧﻮﺭ

تبریک اگه واسه عید غدیر و قربان باشه میشه عرب پرستی
اگه واسه کریسمس و ولن باشه میشه آخر باکلاسی و روشنفکری

راستی:
آخه تو تابستون کی چادر سر میکنه؟ میخای خفمون کنی؟
ولی خب تو زمستون میشه با ساپورت بیرون رفت!!!

بعضی ها هم که پست میگذارن : حالا برد موشک خیلی هم اقتدار نمیاره!!!! باشه تو راست میگی!

شهدا یادتان باشد که یادتان کردیم در جمعه سوم بهمن 1393

نویسنده: امیرحسین رنجکش

سخنرانی زیبا و معنوی شهید جهاد را از لینک زیر دریافت کنید.

دریافت فیلم

 

شهدا یادتان باشد که یادتان کردیم در پنجشنبه دوم بهمن 1393

نویسنده: امیرحسین رنجکش

پس از حمله روز یکشنبه نظامیان صهیونیست به بلندی‌های جولان که منجربه شهادت چند تن ازفرماندهان مقاومت و حزب‌الله شد، سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله لبنان درپیامی دوکلمه ای به صهیونیست ها هشدار داد :

آماده کنید پناهگاه هایتان را ...

جهزوا ملاجئکم...

חָמוּשׁ מקלטים

 

شهدا یادتان باشد که یادتان کردیم در دوشنبه بیست و دوم دی 1393

نویسنده: امیرحسین رنجکش

 آوای انتظار با صدای سردار شهید حاج احمد کاظمی

      سری جدید پیشواز . آوای انتظار با صدای سردار شهید حاج احمد کاظمی
عنوان همراه اول
ارسال به 8989
 ایرانسل
ارسال به 7575
رزمنده 36145 2211890
فانوس 39295 2211891
پیام شهدا 39297 4417436
جامانده 39296 4417435
تمنا 39294 4417437
توسل 51856 4417879
تکلیف 50426 4417876
شهید زنده 50427 4417882
آزمایش 50428 4417884
ناظر 50429 4417886
خرمشهر1 50549 4418113
خرمشهر2 56551 4418112
خیانت 56552 4418115
رابطه 56553 4418116

 

                     متن سخنان شهید کاظمی‌در سری دوم پیشوازها :

تکلیف :

جائی معامله ما با خدا خواهد بود که ما خودمون رو فدا بکنیم ، فدای راه خدا بکنیم فدای اون مسئولیتی که براش پذیرفتیم این رو بدانیم اگه همه عالم رو اب بگیره ولی یک  سر سوزنی از خاک بالا باشه اون خاک نموداره اون خاک هست میگن همه جا رو آب گرفته ولی این هست پس ببینید ما یک مسئولیتی پذرفتیم ما نمی‌تونیم به جاهای دیگه دل خوش بکنیم خب این هم چی شده … هیچگاه تکلیف از ما ساقط نمیشه .

توسل :

ما اهل اینجا نیستیم ما اهل جای دیگه هستیم باید برای اونجا خیلی ما تلاش بکنیم ، ما یک صف بزرگی جلومون وایسادن ماها رو تحویل می‌گیرن اون صف رو ما کاری نکنیم رو برگردونه از ما ، دلها رو بسپارید به خدای متعال متوسل بشید به ائمه اطهار در راس اونها امام حسین شهید عزیز ، پرچم دار این حرکته ما و افتخار بکنیم که ما سربازان فرزند او حضرت مهدی هستیم و امروز زیر پرچم حضرت ایت الله العظمی‌خامنه ای داریم این لشکر و این سپاه و این سازمان رو اداره می‌کنیم که تحویل بدیم به حضرت مهدی .

شهید زنده :

اگر می‌خواهید تاثیر گذار باشید اگر می‌خواهید به عمر و خدمت و جایگاهتون ظلم نکرده باشید ما راهی به جز اینکه یک شهید زنده در این عصر باشیم نداریم . اول خودتونو آماده بکنید ، خودتونو آماده بکنید یعنی چه ، یعنی یه شهید همت باشید یعنی یه شهید خرازی باشید کاری بکنید که وقتی یه نفر میخواد بیاد تو دفترتون بگه میرم برم پیش فلانی در تصورش بیاد که اگر همت بود من میرفتم پیشش چه خصوصیاتی داشت از اون خصوصیات بسیاری شو در شماببینه .

آزمایش :

برادرا حیفه از ما که وارد اون دنیا بشیم و صف شهدا جلوی ما نباشن حیفه بر ما واقعا حیفه ، هیچ دنیا برا ما برادرا قانع کننده نیست ، نمی‌دونم چرا ما موندیم من خودم واقعا خیلی فکر میکنم چرا ؟ نمی‌دونم فقط اینو می‌دونم در آزمایش بسیار سهمگینی قرار گرفته ام بعد از شهدا ولی احساس می‌کنم اینو به شما می‌گم در این حسینیه حضرت فاطمه زهرا (س) که شهدا هستن واقعا با تمامی‌وجود احساس می‌کنم که شهدا هستن و مبا ما هستن .

ناظر :

لحظه به لحظه ما کار ما  حرکت ما نیت ما رفتار ما گفتار ما این شهدا نظارت و کنترل روش دارن خلوت ما جلوت ماعبادت ما همه اینا نیت ما ، ما نیتمون چیه تو سپاه دنبال چی هستیم چی رو می‌خوایم به نتیجه برسونیم کجا رو اشغال کردیم چه جایی قرار گرفتیم همه اینا رو می‌دونن اون وقت اونهایی که در راستا هست میگن خدایا  ما به این همرزم خودمون به این آشنای خودمون مباحات می‌کنیم و خدیا بهش کمک کن و اگه خدای نکرده برعکسش باشه روشونو بر می‌گردونن و میگن که خدا ازتون نگذره .

به نقل از : ستاد راهیان نور

شهدا یادتان باشد که یادتان کردیم در دوشنبه بیست و دوم دی 1393

نویسنده: امیرحسین رنجکش
بعد از آنکه رییس جمهر سعی کرد 9 دی را تحت الشعاع قرار بدهد حالا زمزمه هایی به گوش میرسد از هماهنگی جبهه اصلاحات برای همایشی در 25 بهمن (یعنی دقیقا 3 روز بعد از 22 بهمن) و سخنران این همایش هم کسی نیست جز یکی از سران فتنه یعنی سید محمد خاتمی !

اما این در حالی است که براساس مصوبه شوراي امنيت ملي خاتمی ممنوع التصویر؛ممنوع البیان و ممنوع الخروج می باشد و البته این بغیر از حکم مرتد بودن سران فتنه است .

این سوال همچنان برای ما باقی است که چرا دولت تدبیر و امید با این قانون گریزی آشکار سعی در عادی سازی این امر در بین مردم دارد ؟؟

بند "م" وصیتنامه سیاسی- الهی امام خمینی(ره) :

"اکنون وصیت من به مجلس شورای اسلامی در حال و آینده و رییس جمهور و روسای جمهور ما‌بعد و به شورای نگهبان و شورای قضایی و دولت در هر زمان آن است که نگذارند این دستگاههای خبری و مطبوعات و مجله‌ها از اسلام و مصالح کشور منحرف شوند؛ و باید همه بدانیم که آزادی به شکل غربی آن، که موجب تباهی جوانان و دختران و پسران می‌شود، از نظر اسلام و عقل محکوم است؛ و تبلیغات و مقالات و سخنرانیها و کتب و مجلات برخلاف اسلام و عفت عمومی و مصالح کشور حرام است. و بر همه ما و همه مسلمانان جلوگیری از آنها واجب است. و از آزادیهای مخرب باید جلوگیری شود. و از آنچه در نظر شرع حرام و آنچه برخلاف مسیر ملت و کشور اسلامی و مخالف با حیثیت جمهوری اسلامی است، به طور قاطع اگر جلوگیری نشود، همه مسئول می‌باشند. و مردم و جوانان حزب‌اللهی اگر برخورد به یکی از امور مذکور نمودند به دستگاههای مربوطه رجوع کنند و اگر آنان کوتاهی نمودند، خودشان مکلف به جلوگیری هستند. خداوند تعالی مددکار همه باشد."

با تلخیص از رجا نیوز

شهدا یادتان باشد که یادتان کردیم در یکشنبه بیست و یکم دی 1393

نویسنده: امیرحسین رنجکش

امروز ما مواجه با همه قدرت‌ها هستيم و آنها در خارج و داخل دارند طرح ريزى مى‌كنند براى اينكه اين انقلاب را بـشـكـنـند و اين نهضت اسلامى و جمهورى اسلامى را شكست بدهند و نابود كنند و اين يك تـكـليـف الهـى اسـت بـراى هـمـه؛ كـه اهـم تكليف‌هائى است كه خدا دارد، يعنى حفظ جمهورى اسلامى از حفظ يك نفر ولو امام عصر باشد، اهميتش بيشتر است‌، براى اينكه امام عصر هم خـودش را فـدا مـى‌كند براى اسلام . همه انبيا از صدر عالم تا حالا كه آمدند، براى كلمه حـق و بـراى ديـن خـدا مـجـاهده كردند و خودشان را فدا كردند. صحیفه نور/جلد15/در دیدار با مسئولین بنیاد شهید

 

 

 

 

 

 

 

توضیح آنکه :

الف – در بیان فوق ابتدا متذکر شده که قدرت‌ها در داخل و خارج برای شکستن انقلاب اسلامی و فروپاشی نظام جمهوری اسلامی در حال طراحی و برنامه‌ریزی هستند، پس نتیجه‌ی منطقی این است که دفاع و حفظ نظام نیز متقابلاً وظیفه‌ی ماست و این یک تکلیف الهی است. یعنی کاری ذوقی، سلیقه‌ای، اختیاری و حاشیه‌ای نیست، بلکه تکلیف است. یعنی بر همگان واجب است.

  ب – اما درجه‌، اهمیت و اولویت این تکلیف چقدر است؟ چرا که تکالیف بعضی اولی بر بعضی دیگر هستند. مثلاً دفن میّت مسلمان، واجب کفایی است، حفظ جان هم واجب است. اما اگر کسی بداند که در صورت اقدام جهت دفن میّت جانش به خطر می‌افتد، واجب است از جانش محافظت کند. یا حکمی ساده‌تر: روزه در ایام ماه مبارک رمضان واجب است، اما اگر کسی علم داشته باشد که بر او ضرر دارد، نه تنها واجب نیست، بلکه اگر روزه بگیرد اشکال دارد و باید وقت بهبود قضایش را به جا آورد یا کفاره بدهد.

حالا، اهمیّت و اولویت این تکلیف چقدر است و چگونه باید تبیین شود؟

بدیهی است تکالیفی که صبغه‌ی جهادی دارند، با سرمایه‌گذاری از «جان و مال» محق می‌گردند و در این میان جان مهم‌تر و گران‌قیمت‌تر از مال است. حال سؤال می‌شود که به فرض همه مال را در راه جهاد هزینه کردیم، میزان گذشت از جان چقدر است؟ می‌فرماید تا شهادت پیش برو، خدا هم مالت را می‌خرد و هم جانت را. سؤال بعدی پیش می‌آید: فرض کنیم که از جان خودمان گذشتیم، اما وقتی پای جان دیگری وسط می‌آید، چه باید کرد؟ آیا اگر امر واقع شد بین دفاع از جانی دیگر [که عزیز و محترم است]، یا دفاع از انقلاب، حکومت اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران، کدام اولی می‌باشند؟ خب پاسخ عقل و شرع روشن است که دفاع از اسلام و نظام اسلامی اولی است.

اما، مقام، درجه، رتبه و قیمت جان‌ها نیز متفاوت است، جان بنده و پدر و مادر و همسایه‌ام [به لحاظ نقش در کارگاه هستی و اثر وجود] در رتبه و مقامی است، جان عالم، دانشمند، استاد، یک مسئول، یک وزیر، یک رییس جمهور و یک رهبر، در رتبه‌های دیگری قرار دارد؛ حال تا چه رتبه‌ای جان باید فدای دفاع از اسلام و حکومت و نظام اسلامی شود؟ و اگر امر واقع شد بین حفظ جان و حفظ حکومت اسلامی، کدام اولی است؟

پاسخ این است که حفظ نظام از حفظ همه جان‌ها بالاتر است، حتی تا جان «امام معصوم علیه‌السلام». و دلیل روشن آن که معصومین (ع) نیز همه جان خود را فدای حفظ اسلام، حفظ قرآن، بقای اسلام و دفاع از ولایت و حکومت اسلامی نمودند. بدیهی است که اهل بیت علیهم‌السلام را به خاطر اختلاف فقهی بر سر شکل وضو یا غسل و طهارت ترور نکرده‌اند، بلکه بحث ولایت و حکومت بوده است.

ج – پس، یک دفعه بحث بر نگردد به این که «مگر ما در حدی هستیم که جان امام را فدا کنیم؟!»، چرا که اصلاً چنین موضوعی مطرح نشد. قرار نبود ما کسی را «فدا» کنیم. بلکه موضوع این بود که «این تکلیف الهی، از تکلیف حفظ جان خود و دیگری اولی‌تر است، حتی حفظ جان امام معصوم (ع)، چنان چه آنان خود جان‌شان را در راه حفظ اسلام فدا کردند». مگر حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام برای حفظ اسلام از جان زهرای اطهر علیها‌السلام و جان خود نگذشتند؟ مگر امام حسن علیه‌السلام چنین ننمودند؟ آیا نمی‌شد که با سیاسی‌کاری، اسلام را خرج کنند و جان خود را که امام عصر بودند محافظت کنند؟ مگر امام حسین علیه‌السلام از جان خود و برادری چون حضرت ابوالفضل العباس و فرزندانی چون حضرت علی اکبر و ... علیهم‌السلام نگذشتند؟! بدیهی است که اول مخاطب کلیه‌ی آیاتی جهادی و آیاتی که دستور داده شده مال و جان را فدای اسلام و حفظ اسلام و استقرار حکومت اسلامی و برپایی قسط و عدل کنید، خود امام عصر (ع) در هر زمانی می‌باشد. لذا آنان بزرگواران بر این عقیده استوار بودند که حفظ حکومت اسلامی، از حفظ جان امام عصر علیه‌السلام [که خودشان بودند] واجب‌تر است، که همه جان خود را فدا کردند.

پس، به تعبیر دیگر: اگر اولویت واجبات را طبقه‌بندی کنیم، حفظ نظام از اوجب واجبات است. چنان چه فرمودند:

امام خمینی (ره): «من به همه شما عرض میکنم که اگر – خدای ناخواسته – اسلام در ایران سیلی بخورد، در همه دنیا سیلی خواهد خورد و بدانید که به این زودی دیگر نمی‌تواند سرش را بلند کند. این الان یک تکلیف بسیار بزرگی است که از همه تکالیف بالاتر است. حفظ نظام اسلامی از اوجب واجبات است، اگر اسلام را می خواهیم باید این جمهوری را حفظش کنیم.»

شهدا یادتان باشد که یادتان کردیم در شنبه بیستم دی 1393

نویسنده: امیرحسین رنجکش

ما استراحت نخواهیم کرد . این انقلاب و این جامعه آنقدر کار درش هست که دیگر استراحت بی استراحت. آنقدر کار هست که میتوان انجام داد بی آنکه هیچ پست و سمت و حکم و ابلاغی در کار باشد .

شهید مظلوم دکتر بهشتی

شهدا یادتان باشد که یادتان کردیم در شنبه بیستم دی 1393

نویسنده: امیرحسین رنجکش

آیا حضرت آقا در زمان نوجوانی اصلا فکر میکردند یک روز رهبر بشوند؟؟

یک بار ما خدمت حضرت آقا بودیم اجازه داشتیم سئوال بپرسیم.دربین ما یکی یه سوالی پرسید که ما رومون نمی‌شد بپرسیم یا برامون سخت بود این سوال. برگشت گفت که حضرت آقا! اصلاً شما فکر می‌کردید که رهبر بشین؟! مثلاً شما 12-13سالتون بوده فرض کنید در مدرسه‌ی علمیه‌ای در مشهد داشتید درس می‌خوندید اصلاً می‌تونیستید تصور کنید که شما یه روزی می‌شید رهبر؟!
بعد ما گفتیم که ببینیم ایشون چه جوری جواب می‌دیدن!
ایشون یه کمی فکر کردن و گفتن اگر اجازه بدین یک جوابی به شما بدم که این جواب رو سال‌ها پیش به یک دوستم دادم-این دوست حضرت آقا مرحوم شدند...-ایشون گفتند من در مدرسه سلیمان‌خان مشهد-اگر اشتباه نکنم- داشتم درس می‌خوندم، روزها می‌رفتیم سر درس و شب‌ها هم طبیعتاً برای درس فردا باید درس قبلی رو مباحثه می‌کردیم و آماده می‌شدیم. یکی از نکات درس اون‌روز رو من متوجه نشده بودم و هر چه تلاش می‌کردم متوجه نمی‌شدم. تو حجره هی می‌رفتم سمت چپ و راست و خلاصه شرق و غرب حجره رو می‌رفتم و این رو می‌خوندم که متوجه بشم ولی نمی‌شدم.

هم‌حجره‌ای ما اون‌شب نوبت شام او بود یک دفعه عصابی شد و گفت آسد علی آقا بگیر بشین دیگه! این املت از دهن افتاد. هِی می‌ری این ور هی می‌ری اون‌ور! آخه چی‌کار می‌خوای بکنی تو؟! یه دونه چیزو نفهمیدی! منم نفهمیدم هیشکی تو کلاس نفهمید بیا بشین غذا از دهن افتاد-بعد ایشون گفت من همون جوابی رو می‌دم که به اون دوستمون دادم- اون دوستمون گفت چرا این رو داری این قدر می خوونی؟! توی این مدرسه سلیمان خان مگه چند نفر قراره بعد برن معمم بشن؟ چند نفر از ما وقتی معمم شدیم قراره توی این لباس باقی بمونیم؟

خب قضایای رضاشاه هم گذشته بوده و یه چنین تصوراتی هم بوده-چند نفر ما اگر موندیم قراره بریم امام جماعت یه مسجد سر کوچه بشیم؟ چند نفر از ما اگر امام جماعت سر کوچه شدیم اصلاً میان از ما سوال می‌پرسن؟ آقا کدوم ما می‌خواد مجتهد بشه؟ تازه اگر که مجتهد شدیم کدوم ما می‌خواد مرجع بشه که این مسئله واجب باشه برامون که بدونیم؟! اصلا کسی کاری نداره به ما که! شما نمیایی بشینی سر سفره شام!

حضرت آقا گفتن من یه جوابی ‌دادم که اون رو به شما می‌دم، گفتیم بفرمائید!
ایشون فرمودند که به ایشون گفتم که -اون زمان تازه بالغ بودم- گفتم من پیش از بلوغم نماز خووندن رو شروع کردم و هر روز در قنوت نمازم دعایی می‌خوندم که این دعا رو برای شما می‌گم.
گفتیم بفرمائید!
ایشون فرمودند دعای من در قنوت نمازم این بود:
اللهم اجعلنی مجدد دینک و محیی شریعتک
این رو گفتند و به ما اشاره کردند ما نرسیدیم به اونجا متاسفانه، ما خیلی دوست داشتیم به جاهایی برسیم که نرسیدیم.
و این برای ما خیلی شیرین بود که یک نفر قبل از بلوغ یک آرزویی داشته باشه که وقتی یک روزی بعد از هزار اتفاق عجیب در عالم، بعد از هزار اتفاق محیر العقول در عالم، یک روزی شد رهبر مملکت، تازه بگه به اون آرزو نرسیدیم!
ان شاءالله خدا آرزوهای ما رو بزرگ کنه صلوات بفرست!

شهدا یادتان باشد که یادتان کردیم در دوشنبه پانزدهم دی 1393

نویسنده: امیرحسین رنجکش
آقای روحانی (رییس جمهور کشور) گفته اند : خوب است بعد از 36 سال یک بار هم که شده این اصل قانون اساسی را اجرا کنیم و برای مسائل مهم اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی به جای آنکه قانونی در مجلس تصویب شود، ماده قانونی یا برنامه را مستقیم به آرای مردم و همه‌پرسی بگذاریم !!!

 

 بنده فکر میکنم همه باید به قانون احترام بگذاریم و سر تعظیم فرود آوریم و اذهان عمومی جامعه را به اسم همه پرسی منحرف نکنرده تا جامعه را دچار یک نوع تشویش نشود .

صرفا یک یادآوری به آقای روحانی :

  در اصل 59 قانون اساسی میخوانیم : در مسائل بسيار مهم اقتصادي, سياسي, اجتماعي و فرهنگي ممكن است اعمال قوه مقننه از راه همه پرسي و مراجعه مستقيم به آرا مردم صورت گيرد. در خواست مراجعه به آراء عمومي بايد به تصويب دو سوم مجموع نمايندگان مجلس برسد.

پس نکته ای که به آن اشاره شد رای نمایندگان مردم هست... اما اینکه چطور باید درخواست داد هم اینطور بیان شده : « درخواست مراجعه به آراء عمومي موضوع اصل 59 قانون اساسي از مصاديق مصوبات مجلس شوراي اسلامي است و بايد طبق اصل 94 قانون اساسي به شوراي نگهبان ارسال شود.»

قطعا شما نمیخواهید خدایی ناکرده کدخدایی کنید و به نمایندگانی که از طرف مردم انتخاب شده اند و در اصل به رای مردم بی توجهی کنید...

 و باز هم یادآور می شویم: اینجا دور زدن(قانون)ممنوع ! دور زدن جمهوریت به اسم جمهوریت ممنوع! 

 چه اون شکلی...

چه این شکلی :

110

 

این یک انتقاد نبود ... این یک یادآوری بود ...

مطلب مرتبط : مصاحبه مدیر مسئول کیهان(شریعتمداری)

شهدا یادتان باشد که یادتان کردیم در پنجشنبه یازدهم دی 1393

نویسنده: امیرحسین رنجکش
هرکس باید سهم خود را به نماز بدهد،مدیران ما نباید نسبت به کارها و فعالیت های که در این حوزه انجام داده اند، مغرور شوند بلکه امروز باید راه های نرفته را طی کنند.امروز صدها شهر و منطقه بی مسجد هستند،بودجه نماز نسبت به سایر بودجه ها و تبلیغات نماز نسبت به سایر تبلیغات کمتر است.اجر هر چیزی در نماز است، خوشبختانه بحث اقامه نماز در کشور بهتر شده و امروز نماز در دهها هزار مدرسه و دانشگاه اقامه میشود."ما هنوز سهم نماز را نداده ایم"،در نماز پیر و جوان شریک هستند و هیچکس بر دیگری برتری ندارد اما امروز در مساجد می بینم که بیشتر هیئت امنا و افراد متدین که همه سالخورده هستندنسبت به جوانان حضور بیشتری دارند.حضور جوانان در مساجد بسیار مهم است،در دوران دفاع مقدس 95 درصد کسانیکه وارد جبهه ها شدند از مساجد بودند و امروز نیز اگر هجمه ای به کشور وارد شود جوانان مسجدی در خط مقدم ایستاده اند.نماز زمان ندارد،از لحظه تولد که اذان در گوش نوزاد خوانده می شود تا زمان مرگ که ما را در قبر می گذارند با نماز سر و کار داریم.با بیان اینکه اگر نماز ضایع شود غرق در شهوت می شویم،اقامه نماز با کسالت علامت منافق است و ما باید در همه مشکلات از نماز کمک بگیرم.در نماز حق همه چیز باید رعایت شود،حتی اگر هنگام نماز سگ تشنه ای را دیدید، باید آب را به او بدهید و خود تیمم کنید و این نشان از کمال نماز در همه چیز است.

خبرگزاری فارس: شهوت و غفلت با ازدواج و نماز رفع می‌شود/ ارسال ۱۸۰۰ مقاله به بیست و سومین اجلاس نماز
 
 

 *نماز؛ عبادت با هیاهو و فریاد است

در اسلام برخی عبادات با صدا و برخی در سکوت انجام می‌شود،نماز از آن دست عباداتی است که باید فریاد بزنیم و نیاز به هیاهو دارد، تبلیغات آن نیز باید زیبا با بیان خوب، دائمی و گسترده باشد بنابراین مسئولان همان اندازه که به جسم جامعه توجه دارند به روح هم می‌پردازند، سلامتی روحی با قلب سلیم بدون عقده و لجبازی و مرض است.

بنابراین هرچه برای نماز بیشتر تلاش کنیم از هزینه و تلاش‌های نیروی انتظامی و قوه قضائیه کاسته می‌شود، اگر دین را تبلیغ کنیم دیگر نیاز به تربیت‌های جانبی نیست، زمینه‌های فساد کم می‌شود. تقوا با بهبود وضع اقتصادی نیز ارتباط دارد، همانگونه که نماز باران کمبودهای آب را در کشور رفع می‌کند مسئولین اقتصادی با فرمول‌های معنوی نیز می‌توانند مشکلات را رفع کنند.

نماز تابوتی نیست که مُرده را در آن قرار دهیم بلکه اکسیژن تنفس ماست، غفلت و شهوت دو راه ورود به گناه است که به ازدواج و نماز رفع می‌شود. اگر جوانان ما اهل نماز و همسر باشند این دو ورودی گناه بسته می‌شود، بنابراین به اعتقاد پیامبر (ص( نیز هر دو نهی از منکر است.

فرزندان ما اگر دچار شبهاتی هستند برای آنها معلم خصوصی بگیریم همانطور که در دیگر حوزه‌های درسی برای آنها معلم می‌گیریم.

نخستین و آخرین پیام زندگی انسان‌ها نماز است همانگونه که پیامبر (ص) در دقایق آخر زندگانیشان از نماز سخن گفتند؛ جنایات دنیا به دست باسوادهایی رخ می‌دهد که بی‌دین هستند، اقامه نماز برای ما هم در مساجد و مدارس نباید برای افراد خاصی باشد این وظیفه ماست که همه را نماز خوان کنیم.

شهدا یادتان باشد که یادتان کردیم در پنجشنبه یازدهم دی 1393

نویسنده: امیرحسین رنجکش

اگر انسان هايي كه مأمور به ايجاد تحول در تاريخ هستند، خود از معيارهاي عصر خويش تبعيت كنند،ديگر تحولي در تاريخ اتفاق نخواهد افتاد.

انسان ها در مواجهه با محيط اطراف خود دو راه در پيش دارند. يا رنگ و بوي محيط را به خود گرفته و به قول معروف در آن حل شده، سازگاري مي يابند و براي رسوا نشدن همرنگ جماعت مي شوند و يا محيط را تحت تأثير آرمان ها و افكار خود قرار مي دهند.
ناگفته پيداست كه اغلب راه اول را گزيده و مي پيمايند چرا كه راهي است امتحان پس داده و آنقدر در آن رفته اند كه هموار گشته است اما راه هاي جديد به تناسب آرمان افراد صعب العبورند و قدم نهادن در آن صفات و لوازمي را مي طلبد.
بي شك آنان كه در پي يك زندگي بي دغدغه، روزمره و مرفه هستند نمي توانند دست به تحول بزنند چرا كه قبل از تغيير محيط بايد خود را تغيير داد و به جهاد با بسياري از اميال و خواسته هاي نفساني پرداخت.
عبور از عادات و خطوط هنجاري جامعه كه در مواردي ريشه در هيچ لزوم و منطقي نيز ندارند خالي از مخاطره نيست چرا كه فرد تحول آفرين برخلاف مسير توده حركت مي كند و همين به اندازه كافي حساسيت زاست و اتفاقا هنر نيز در همين است چرا كه «ماهي هاي مرده هم مي توانند در مسير رود حركت كنند.»
«به خلاف آمد عادت بطلب كام كه من.
كسب جمعيت از آن زلف پريشان كردم».
البته ذكر يك نكته در اين بحث ضروري به نظر مي رسد و آنهم اينكه هرگونه «خلاف آمد عادت» را نمي توان لزوما مايه سعادت دانست و عدم توجه به اسباب و صفات ملزوم، معيارشكني را به ميانبري براي گمراهي و شوربختي مبدل مي كند.
معيارشكنان بايد صفات متعددي داشته باشند كه به نظر مي رسد اولين آنها عدم تعلق و وابستگي است كه اين خود مي تواند بسياري از ديگر صفات را همچون شجاعت، ژرف نگري، مناعت طبع، وارستگي و... را به دنبال آورد. ناگفته پيداست كه كمتر كسي زحمت و جرأت پيمودن اين راه را به خود مي دهد و از همين رو يافتنشان دشوار است.
در كتاب «مجاني الادب» آمده است: مردي شنيد كه يك نفر صدا مي زند: كجايند كساني كه از دنيا مي گذرند و در جستجوي آخرت هستند؟ به او گفت: جاي آنها را عوض كن، دست روي هر كسي مي خواهي بگذار!
ديگر اينكه بايد توجه داشت كه توكل شرطي اساسي در اين وادي است چرا كه انسان ساختارشكن به جزيره اي ناشناخته پاي مي گذارد كه هر قدمش مي تواند روي چاهي گذاشته شود اما چه كسي به سوي حقيقت رفت و از نور آن بي بهره ماند؟
«تكيه بر تقوي و دانش در طريقت كافري است
راهرو گر صد هنر دارد توكل بايدش»
و آخرين نكته از هزار و يك نكته ظريف اين ماجرا: «بي پير مرو تو در خرابات»

به نقل از : aviny.com

شهدا یادتان باشد که یادتان کردیم در چهارشنبه دهم دی 1393

نویسنده: امیرحسین رنجکش



یکی گره ی روسریشو باز کرد رفت جلو دوربین واسه لایک...
یکی بند پوتینشو سفت کرد رفت رو مین واسه خاک...

 9دی
شهدا یادتان باشد که یادتان کردیم در سه شنبه نهم دی 1393

نویسنده: امیرحسین رنجکش

ما گریه های رهبرمان را فراموش نمیکنیم ...

ان شاء الله آن‌هایی که خواب امریکا را می‌بینند، خدا بیدارشان کند

*9دی روز بصیرت*

 

شهدا یادتان باشد که یادتان کردیم در سه شنبه نهم دی 1393

نویسنده: امیرحسین رنجکش

«و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب و من یتوکل علی الله فهو حسبه، ان الله بالغ امره قد جعل الله لکل شی ء قدرا؛ هر کس پرهیزکاری کند، خداوند راه خروجی برای رهایی وی از مشکلات قرار می دهد و از طریقی که گمان ندارد روزیش را می رساند، و هر کس بر خدا اعتماد کند و کار خود به وی واگذارد، خدا برای او کفایت است. همانا خدا فرمان خویش را به نتیجه می رساند و آنچه را که بخواهد تخلف ندارد. راستی که خدا برای هر چیزی قدر و اندازه ای معین کرده است».


در این آیه، گویی قانونی که فوق همه قوانین و حاکم بر همه آنهاست بیان گردیده و آن، قانون تقوا و توکل است. 


از این آیه، استنباط می شود که به دنبال توکل، عنایت پروردگار قطعی است، هر کس بر خدا به حقیقت توکل کند عنایت خدا را همراه دارد، و با عنایت خدا و تأیید خدا که خود یک جریان خاص دارد و یک سنت است و یک سلسله علل و معلولات در کار است، رسیدن به هدف قطعی است. این، قانونی است که بر همه قانونهای دیگر حکومت می کند. در عین حال برای اینکه فراموش نشود که کار خدا، نظام و قانونی دارد، بیان فرموده که خدا برای هر چیزی اندازه و حسابی قرار داده است و هم فرموده که هر کس پرهیزکاری کند، خدا برای وی راهی قرار می دهد یعنی کار او بدون قانون و بی وسیله نیست، هر چند که ممکن است آن وسیله، از وسائل عادی و راههای شناخته شده نبوده، بلکه «من حیث لا یحتسب» باشد.
در مورد اطاعت و توکل بین خداوند نیز این بحث مطرح است که هر اطاعتی مستلزم یک نوع توکل است. اطاعت از توکل جدا نیست، حتی اطاعت غیرخدا. اطاعت یک انسان از نوعی توکل به آن انسان جدایی ناپذیر است. انسانی را فرض کنید که در یک دستگاه انسانی کار می کند، مثل یک کارمند که در دستگاه دولت کار می کند. چنین شخصی دستورهایی را که دریافت می کند اجرا می کند. در مقابل این که برای این دستگاه کار می کند، این دستگاه متعهد است مخارج ماهانه او را برساند، اگر بیمار شد در بیمارستان از او پذیرایی کند. اطاعت، یک رابطه طرفینی است. از یک طرف اطاعت کردن، تسلیم بودن، جز درباره امر آن مقام یا آن دستگاه و جز درباره وظیفه نیندیشیدن و از طرف دیگر تعهد به تحت حمایت قرار دادن و او را به خود وانگذاشتن.
البته در دستگاههای بشری توکل صحیح نیست. یکی از اشتباهاتی که در باب توکل می شود، خلط میان توکل در سرنوشت و توکل در وظیفه است. ما در باب توکل یک وظیفه داریم که همان اطاعت است. ما باید کار را به منظور اطاعت و به منظور امر انجام دهیم ولی اوست که ما را در حفاظت خود قرار می دهد. بعضی از افراد به جای اینکه توکل در سرنوشت کنند، توکل در وظیفه می کنند، یعنی به جای اینکه اطاعت کنند، توکل می کنند. نه، اطاعت کن، ببین او چه دستور داده است، اگر دستور داده است که حرکت کنی حرکت کن و اگر دستور داده است نروی نرو، تو خود را آماده اجرای دستور او کن و آن وقت اعتماد داشته باش که او تو را به خود وا نمی گذارد. مثلا به انسان گفته اند تو وظیفه داری تحصیل علم کنی و درس بخوانی. این امر خداست. اگر کسی بگوید من به جای اینکه درس بخوانم توکل می کنم، صحیح نیست.
این مرحله، مرحله اطاعت است. اطاعت کن و مرحله نهایی را که سرنوشت است به او واگذار کن، تو به وظیفه ات عمل کن. اگر گفته اند بر تو لازم و واجب است کسب و کار کنی، اگر بگویی به جای کار کردن توکل می کنم صحیح نیست. کار کردن وظیفه است، کار کردن اطاعت است، تو اطاعت کن، دستور را اجرا کن اگرچه (سرنوشت کار را) به او واگذار کرده ای

شهدا یادتان باشد که یادتان کردیم در دوشنبه هشتم دی 1393

نویسنده: امیرحسین رنجکش
علوم غربی و هر آنچه که بر مبنای ایدئولوِِژی غربی شکل گرفته و ایجاد گشته است همه در راستای خدمت به موازین و فرعیات اسلامی باید توجیه شوند و به نوعی در طول این برنامه ها و نه هم عرض با اسلام . چرا که اسلام خود تدوین کننده یک برنامه کلی جامع و کاملی ست جهت تکامل زندگی انسانی انسان ها و انقلابی جهت بروز و ظهور خواسته های تکاملی .

البته این به معنای عدم توجه به علوم جدید نیست بلکه خود اسلام تاکید بر فراگیری علم دارد . فقط بحث بر این است که علوم غربی دکترین خاص خود را دارند نسبت به علوم اسلامی و هرگز دکترین علوم غربی نخواهد توانست بر موازین و گفتمان و دکترین اسلام و آن چیز که تخصصا در اسلام بررسی شده پیشی بگیرد/

به قول حضرت امام : تمام علوم چه علوم طبیعی باشد و چه علوم غیرطبیعی باشد، آنکه اسلام می خواهد، آن مقصدی که اسلام دارد این است که تمام اینها مهار بشود به علوم الهی و به توحید بازگردد .

حضرت امام خمینی (ره) و اما خامنه ای (حفظه الله) هم بارها بر ضرورت اسلامی شدن علوم انسانی در دانشگاه ها تاکید کرده اند به این صورت که : من دربارة علوم انسانی گلایه ای از مجموعه های دانشگاهی کردم - بارها، این اواخر هم همین جور - ما علوم انسانی مان بر مبادی و مبانی متعارض با مبانی قرآنی و اسلامی بنا شده است. علوم انسانی غرب مبتنی بر جهان بینی دیگری است؛ مبتنی بر فهم دیگری از عالم آفرینش است و غالباً مبتنی بر نگاه مادی است. خوب، این نگاه، نگاه غلطی است؛ این مبنا، مبنای غلطی است.طبق آنچه که به ما گزارش دادند، در بین این مجموعة عظیم دانشجوئی کشور که حدود سه میلیون و نیم مثلاً دانشجوی دولتی و آزاد و پیام نور و بقیة دانشگاه های کشور داریم، حدود دو میلیون اینها دانشجویان علوم انسانی اند! این به یک صورت، انسان را نگران می کند. ما در زمینة علوم انسانی، کار بومی، تحقیقات اسلامی چقدر داریم؟ کتاب آماده در زمینه های علوم انسانی مگر چقدر داریم؟ استاد مبرزی که معتقد به جهان بینی اسلامی باشد و بخواهد جامعه شناسی یا روانشناسی یا مدیریت یا غیره درس بدهد، مگر چقدر داریم، که این همه دانشجو برای این رشته ها می گیریم؟ این نگران کننده است.

 
 
بسم رب الشهداء و الصدیقین
بسیجی به دنیا آمده ام و بسیجی از دنیا خواهم رفت و همانطور که رهبرم هم اشاره کرده : افتخارم این است که خود نیز یک بسیجی ام...در ایران تحصیل میکنم و قطعا در ایران به کشورم خدمت خواهم کرد...
اینجا هم به دنبال تبلیغ دین و اعتقادات خودم هستم و اینکه تکلیف خودم رو ادا کرده باشم.به هر حال طبق حدیثی از مولامون : ما مامور به تکلیف هستیم نه نتیجه.
من هیچ صندلی خاصی در هیچ اتاقی ندارم چون خواسته ام تا همیشه در حرکت باشم...
و جمله آخر اینکه : آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند ...