شهدا یادتان باشد که یادتان کردیم در چهارشنبه هشتم مرداد 1393

نویسنده: امیرحسین رنجکش

خیلی ساده، خیلی کوتاه ...

یادمون باشه

حتی اگر ماه هم دیده بشه...

روزه چشم و گوش و اعضا و جوارح بدن برقراره؛

و صرفا خوردن مال حلاله که مجازه ...

طاعاتتون قبول و عیدتون مبارک

شهدا یادتان باشد که یادتان کردیم در جمعه بیست و هفتم تیر 1393

نویسنده: امیرحسین رنجکش

لقمان(علیه السلام) در سفارش به فرزند خود گفت:

فرزندم، مبادا خروس از تو زرنگ‌ تر باشد. هنگام سحر که تو در خواب هستی او برمی‌خیزد و آمرزش می‌طلبد.
پسرم! مبادا خروس ، زرنگ تر از تو و مراقب تر از تو بر نمازها باشد! مگر آن را نمى بينى كه هنگام هر نمازى ، بانگ مى زند و سحرگاهان ـ در حالى كه تو در خوابى ـ با صدايش اعلان وقت مى كند؟

شهدا یادتان باشد که یادتان کردیم در چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393

نویسنده: امیرحسین رنجکش

ای پاهای من سریع وتوانا باشید ، ای دستهای من قوی ودقیق باشید ، ای چشمان من تیزبین وهوشیار باشید ، ای قلب من ، این لحظات آخرین را تحمل کن ، ای نفس ، مرا ضعیف و ذلیل مگذار ، چند لحظه بیشتر  با قدرت و اراده صبور و توانا باش.به شما قول می دهم که چند لحظه دیگر همه شما در استراحتی عمیق و ابدی آرامش خود را برای همیشه بیابید و تلافی این عمر خسته کننده و این لحظات سخت و سنگین را دریافت کنید.

چند لحظه دیگر به آرامش خواهید رسید،آرامشی ابدی.دیگر شما را زحمت نخواهم داد.

دیگر شب و روز استثمارتان نخواهم کرد. دیگر فشار  عالم و شکنجه روزگار را بر شما تحمیل نخواهم کرد.دیگر به شما بی خوابی نخواهم داد و شما دیگر از خستگی فریاد نخواهید کرد. از درد و شکنجه ضجه نخواهید زد. از گرسنگی و گرما و سرما شکوه نخواهید کرد. و برای همیشه در بستر نرم خاک، آرام و آسوده خواهید بود. اما این لحظات حساس ،لحظات وداع با زندگی و عالم، لحظات لقای پروردگار، لحظات رقص من در برابر مرگ باید زیبا باشد.

شهید چمران
 
خدایا! وجودم اشک شده ، همه وجودم از اشک می جوشد ، می لرزد ، می سوزد و خاکستر می شود. اشک شده ام و دیگر هیچ ، به من اجازه بده تا در جوارت قربانی شوم و بر خاک ریخته شوم واز وجود اشکم غنچه ای بشکفد که نسیم عشق و عرفان وفداکاری از آن سرچشمه بگیرد .

خدایا تو را شکر می کنم که باب شهادت را به روی بندگان خالصت گشوده ای تا هنگامی که همه راهها بسته است و هیچ  راهی جز ذلت و خفت و نکبت باقی نمانده است مسح توان دست به این باب شهادت زد و پیروزمند و پر افتخار به وصل خدائی رسید.

شهدا یادتان باشد که یادتان کردیم در سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393

نویسنده: امیرحسین رنجکش

خط خطی امروز من ...

یاد ایام بخیر...
اگر چه هنوز سه ماه بیشتر نمیگذره از دست رنج خودم،اما واقعا دلم برای تک تک شون میسوزه! چون زحمت کشیدم براشون.از چهارم ابتدایی بود تقریبا که جرقه اینکار توی ذهنم زده شد.اون موقع ها تهران بودیم نه مثل الان که اومدیم کوفه. 1

یاد ایام بخیر...
همه چیز با کاشتن یک لوبیا شروع شد! بعدش نمیدونم چی شد که یهو تصمیم گرفتم به جای لوبیا برم سراغ سبزیجات و سیفی جات...در عرض یکسال تبدیل شدم به بزرگترین صادر کننده سبزی به اقسا نقاط فامیل دور!

پاکنویس:الان البته خیلی با روزها اوج خودم فاصله دارم.خبر دارید که؟!به لطف حسن آقا قیمت آب بی سر و صدا افزایش داشته و کمبود آب هم البته مزید بر علت!2

یه بچه 11ساله و چه غلط ها!!

یادش بخیر... هویج میکاشتم،کاهو،خیار،کدو و گوجه و فلفل دلمه و فلفس شمشیری...به بادمجان هم رحم نکردم ولی خیری ندیدم ازش. یه پا جوان کارآفرین بودم برای خودم . توی محل معروف بودم که یه بچه 11ساله و چه غلط ها!!

یاد ایام بخیر...
یادتونه بیماری وبا مد شده بود(؟)و وزارت بهداشت میگفت سبزی نخرید... در تمامی اون ایام ما سبزی داشتیم که هیچ؛به یه عده دیگه هم میرسوندیم صلواتی ریحان ،شاهی ،تره ،گشنیز ،جعفری ،تربچه ،شوید و ...
و خلاصه کار سبزی فروش محلمان رونق قدیم را دیگر نداشت البته الان هم توی ایام مبارک ماه رمضان علیرغم مشغله های فراوان باز هم کار و کاسبی فعاله و ریحان تازه برای افطارمون جوره؛فلفل ها هم که آروم آروم داره به بار میشینه و اولیش رو چندی پیش برداشت کردیم.

از این ها بگذریم...

بحث اینجاست که وقتی آفتی می افته بین محصولاتم یا به هر بهانه ای یکیشون زرد میشه؛(توجه داشته باشید که هنوز دار فانی رو وداع نگفته؛فقط صرفا کمی ضعیف شده یا ساقه اش آسیب دیده) من کلی غصه میخورم برای اون گیاهی که فقط و فقط 4 ماهه براش وقت گذاشتم و تازه اگر مثلا یکیش از بین بره باز هم کلی دیگه مونده برام!غصه میخورم برای همون یه دونه...ناراحت میشم...بهش بیشتر میرسم...(به کس کسونش نمیدم؛به همه نشونش نمیدم!! )

کنایه فهم های مجلس مطلبو گرفتن یا نه؟

سکانس اول

تصور بکنید خالق ما با این همه زحمتی که کشیده ببینه ما داریم راه رو کج میریم؛همه چیز رو مهیا کرده؛قرآن داده؛سنت داده،پیامبر و امام داده که ما راه رو کج نریم! خودمونی تر بگم:آب و دون و نور خورشید مهیاست تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری... اون وقت من به راه غفلت برم...

سکانس دوم

امام عصری که بهشون اعتقاد داریم چطور میتونه شیعه خودش رو در حال گناه و زردی ببینه؟ تو بودی میتونستی؟ من که انصافا نمیتونم

پروردگارا ! انها را در روز قیامت در مقابل چشم دشمنان ما مواخذه مفرما چنانچه میزان گناهانشان بیشتر
و ثوابشان کم است از اعمال من مهدی بردار و به ثواب انها بیفزای.
لا اله الا الله
با خود بیاندیشیم و ببینیم در مقابل لطف امام زمان (عج) ما چه کرده ایم؟

سکانس سوم

یه مثال ملموس تر... پدر و مادری که خیلی برامون زحمت کشیدن...حداقل نه ماه توی شکم مادر بودیم و از وجودش خوردیم... اگه ببینند بچه شون داره به انحراف میره ناراحت نمیشند؟3 میشه اصلا؟
من که برای یه گیاهی که چهار ماه برای زحمت کشیدم ناراحت میشم؛اونوقت مادر یا پدری که سال ها برای بچه شون زحمت کشیدن چطور میتونند این زحمات رو هدر رفته ببینند؟

پ.ن1: برای بعضی ها که هنوز رفت و آمدی بین شهرک نشین ها ندارند شاید باورش سخت باشه اما کرج واقعا کوفه است...کاری هم با اون عده ای ندارم که آشکارا فساد میکنند،سخن من با اون عده ای هست که در ظاهر با ما هستند اما در اصل فوتوشاپ شهدا هستند؛ظاهر مذهبی،نماز و روزه هم حتی میخوانند مثل توابین...اما مدتی بیشتر که با آنها هستی...متاسفانه امکان باز کردن مطلب رو ندارم.نمیشه.نه. نمیتونم بگم چه آدم هایی هستند کوفیان شهر من...

پ.ن2: لازم میدونم به مردم شریفمون عرض کنم که : کم آبی یک امر کاملا طبیعیه؛اما نه از نظر طبیعت گردش آب و فاصله زمین از خورشید و گرمای زمین! نه اینا حرفه همش! کم آبی از اون جهت طبیعیه که مردم روی زمین گرفتار گناه هستند. خداوند متعال در حدیثی از لسان یکی از معصومین میفرمایند : ما به قدر نیاز شما برای شما آب میفرستیم اما اگر دچار گناه شوید به ابرها دستور میدهیم در بیابان های خشک ببارند!

پ.ن3: انحراف صرفا اضلال و گمراهی نیست...گاهی یک زردی کوچک اصلا...گاهی یک اتفاق که باعث ناراحتی می شود... خانواده عذاب میکشد...

برگردیم به باغچه من

زیبا نوشت : غصه میخورم وقتی میبینم گربه های شهر من به راحتی بازی میکنند لا به لای گیاهانی که کاشته ام و از تمام وجود مراقبتشان کرده ام... بی آنکه به عواقب کارشان بیاندیشند!!

غصه هم دارد ...

پایان...

شهدا یادتان باشد که یادتان کردیم در دوشنبه بیست و سوم تیر 1393

نویسنده: امیرحسین رنجکش

 

امـام خامنــه ای حفظه الله :
یک حرف خوبـی را اخیـراً یـک جایی خواندم ،یکی از کارشناسان دولتـی آمریــکا گفته است :آشتی میان ایــران و آمریــکا امکان‌پذیر است، امّا میان جمهوری اسلامی با آمریـکا ممکن نیست، حرف درستـی زده .

شهدا یادتان باشد که یادتان کردیم در دوشنبه بیست و سوم تیر 1393

نویسنده: امیرحسین رنجکش

دنیــا با همه ی شلوغی اش

فــدای اضطـراب تـــو

وقتی نامحــــرمـی می آیــد و

سراسیمــه چــــادر بــه ســـر میکنی ...

 

شهدا یادتان باشد که یادتان کردیم در دوشنبه بیست و سوم تیر 1393

نویسنده: امیرحسین رنجکش

دو سه سالی هست که شب های ماه رمضان (بغیر از شب های قدر که هیئت انصار یا حسینیه های سپاه هستیم) حدود ساعت12ونیم شب میریم بیت الزهرا با یک عده معدود و قلیل و بی سواد!حوالی شاه عباسی،بین خیابان فاطمیه و خیابان امیری؛معروف به هیئت شیفتگان حضرت علی اکبر...تا حدود ساعت دو و نیم الی سه نصفه شب هستیم اونجا.

به قول یه بنده خدایی وقتی که در اثر مصاحبت با دنیای ناپاک اطراف رنگ روح و دلمون خاکستری یا سیاه میشه لازمه ریکاوری کنه تا روحمون دوباره سفید و تمیز بشه. این تبدیل به سفیدی فقط با اتصال به خدا و کسب معنویته که میسر میشه.

حالا نمیگم شما هم بیاید بیت الزهرا! اما یه توصیه دارم...

آیت الله سید علی آقای قاضی (رحمة الله علیه) :
اگر دنیا می خواهی نماز شب بخوان و اگر آخرت هم می خواهی نماز شب بخوان.
کیفییت آن 11 رکعت . 4 تا 2 رکعتی مانند نماز صبح به نیت نماز شب.
یک 2 رکعتی به نیت نماز شفع . یک 1 رکعتی به نیت نماز وتر.
کیفیت نماز وتر در مفاتیح الجنان آمده است. به جای دعا برای 40 مومن بهتر است بگویی اللهم اغفر المومنین و المومنات.

اگر توانستی همه را بخوان . اگر نتوانستی فقط شفع و وتر را بخوان . اگر باز هم نتوانستی فقط وتر را بخوان.
اگر حال وضو گرفتن نداشتی بدون وضو بخوان . اگر حال بلند شدن از رختخواب نداشتی در بستر بنشین و بخوان . اگر حال نشستن نداشتی خوابیده بخوان. اگر حتی حال این را هم نداشتی یک یا الله بگو و بخواب . 

بازم بهانه داری با این حالات؟؟؟دیگه چی میگی خب؟؟؟

شهدا یادتان باشد که یادتان کردیم در دوشنبه بیست و سوم تیر 1393

نویسنده: امیرحسین رنجکش

گر نگاهی به ما کند زهرا (س)...

شهدا یادتان باشد که یادتان کردیم در یکشنبه بیست و دوم تیر 1393

نویسنده: امیرحسین رنجکش

به قول رهبر انقلاب : زیارتی که باید در کتاب رکوردهای جهان ثبت شود 

خبرگزاری فارس: زیارتی که باید در کتاب رکوردهای جهان ثبت شود
 

 فکرم همه‌جا هست، ولی پیش خدا نیست

سجادۀ زر دوز که محراب دعا نیست

گفتند سر سجده کجا رفته حواست؟

اندیشه سیال من ـ ای دوست ـ کجا نیست؟!

از شدت اخلاص من عالم شده حیران

تعریف نباشد، ابداً قصد ریا نیست!

از کمیتِ کار که هر روز سه وعده

از کیفیتش نیز همین بس که قضا نیست

یک‌ذره فقط کُندتر از سرعت نور است

هر رکعتِ من حائز عنوان جهانی‌ست!

این سجده سهو است؟ و یا رکعت آخر؟

چندی‌ست که این حافظه در خدمت ما نیست

ای دلبر من! تا غم وام است و تورم

محراب به یاد خم ابروی شما نیست

بی‌دغدغه یک سجده راحت نتوان کرد

تا فکر من از قسط عقب‌مانده جدا نیست

هر سکه که دادند دوتا سکه گرفتند

گفتند که این بهره بانکی‌ست، ربا نیست!

از بس‌که پی نیم‌وجب نان حلالیم

در سجده ما رونق اگر هست، صفا نیست

به به، چه نمازی‌ست! همین است که گویند

راه شعرا دور ز راه عرفا نیست!

این ابیات و امور بیان شده در این شعر باعث شد رهبر انقلاب خطاب به شاعر بگویند: در گینس باید ثبت شود. خیلی خوب بود، خدا انشاءالله این نماز را از شما قبول کند/


شهدا یادتان باشد که یادتان کردیم در یکشنبه بیست و دوم تیر 1393

نویسنده: امیرحسین رنجکش
خبرگزاری فارس: خودت گفتی به من امکان ندارد/ دل سادات در ایــران بگیرد
 

سیده تکتم حسینی/شاعر افغانی / مقیم قم

رهبری بعد از شعرخوانی مهاجر افغان خانم تکتم حسینی، از شعر وی نیز تعریف کرد و به تصویرسازی قدرتمند شعر وی اشاره نمود. رهبری از شعر دختر خانم افغان تعریف کرد.

نشسته برف پیری روی مویت  دلم می خواست تا باران بگیرد

تنت از خستگی خرد و خمیر است بیا تا خانه بوی نان بگیرد

بهـــــاران از تو تصویـــری ندارد،  پــدر پاییـــــز تقصیـــری ندارد

نمی خواهم که در این فصل غربت دل پرمهــرت از آبان بگیرد

غریب و خسته و بی سرپناهم، سیاه است آسمان بختگاه

مبرای برگ های زرد عمـــــرم بگـــو جنگل حنــابندان بگیــــرد

پدر اندوه در دلهــا زیاد است سرِ راه تو مشکل ها زیاد است

بگو کی می رسد از راه آن روز که بر ما زندگــی آسان بگیرد

خدا قوت.. نباشی خسته ای ماه  از این دنیای تاریک و پر از آه

خدای یوسف ِ افتـــاده در چاه  تقاصت را از ایــن زندان بگیرد..

خدا را شکــــر اگر امروز غـــــم هست

حرم هست و حرم هست و حرم هست

خودت گفتی به من امکان ندارد

دل سادات در ایــران بگیرد

رهبر انقلاب تحسین این بخش شعر را تکرار کردند و فرمودند: آفرین خیلی خوب بود.


شهدا یادتان باشد که یادتان کردیم در یکشنبه بیست و دوم تیر 1393

نویسنده: امیرحسین رنجکش

آقای روحانی ...دین را در فیضیه آموختی یا لندن ؟؟

 ...
شهدا یادتان باشد که یادتان کردیم در جمعه بیستم تیر 1393

نویسنده: امیرحسین رنجکش

امروز فهمیدم که هنوز نفهمیدم!

هیچ بودم در عالم وجود...

من که یک عمر نفهمیدم تو را خدا

کمک کن از این به بعد ادامه اش را بفهمم...

 

ما را به جبر هم که شده سر به زیر کن،خیری ندیده ایم از این اختیار ها...

آمین

 

شهدا یادتان باشد که یادتان کردیم در پنجشنبه نوزدهم تیر 1393

نویسنده: امیرحسین رنجکش

در دنیایی که وقتی او را در حال رشد دیدند؛ از روی حسد اول سد راهش شدند؛بعد زیر پایش را خالی کردند؛بعد تنهایش گذاشتند؛حال که دیدند نتوانسته اند جلویش را بگیرند...پاپوشی ساخته اند فیت سایز بدنش!
چون در خودشان این توانایی را ندیدند تا به سطح او برسند؛ با خراب کردن او در نظر همگان و ریختن آبرویش دنیای خودشان را آباد کردند...انگار از خود چیزی نداشتند تا عرضه کنند...مهم نیست مسئول پرونده حقیقت را بداند یا نه یا اینکه قاضی چه رٱی داده...مهم نیست مردم چه قضاوت کنند...اما جامدات و نباتات شهادت میدهند که او بی گناه بود.همین برایش کافیست پیش خودش و پیش خدایش...

عمیقا درک میکنم چگونه سخت بر او گذشته...تو نمیتوانی بفهمی سختی اش را؛فقط من میدانم!

و توفیق و روزی و سعادت همچنان از جانب خداست...

 

شهدا یادتان باشد که یادتان کردیم در دوشنبه شانزدهم تیر 1393

نویسنده: امیرحسین رنجکش

هرج و مرج امروز ذهن:

باورم این است که:
این دنیا صرفا جای نیکی کردن و پاسخ نیکی (کسی را) دادن...

 

پ.ن: نماز خواندن هم جزیی از پاسخ نیکی دادن است/احسان به پدر مادر و نیکی و احترام به سایرین و غیره هم نوعی نیکی کردن است/جبران نیکی بندگان خدا هم نوعی پاسخ نیکی دادن است**

 

شهدا یادتان باشد که یادتان کردیم در جمعه سیزدهم تیر 1393

نویسنده: امیرحسین رنجکش

گاهی از انسانیت یک شخص به قدری روحیه میگیرم که دعایم این ست :

خداوندا! اطرافم پر باشد از انسان و احسان و خوش نیتی...همین

 

 
 
بسم رب الشهداء و الصدیقین
بسیجی به دنیا آمده ام و بسیجی از دنیا خواهم رفت و همانطور که رهبرم هم اشاره کرده : افتخارم این است که خود نیز یک بسیجی ام...در ایران تحصیل میکنم و قطعا در ایران به کشورم خدمت خواهم کرد...
اینجا هم به دنبال تبلیغ دین و اعتقادات خودم هستم و اینکه تکلیف خودم رو ادا کرده باشم.به هر حال طبق حدیثی از مولامون : ما مامور به تکلیف هستیم نه نتیجه.
من هیچ صندلی خاصی در هیچ اتاقی ندارم چون خواسته ام تا همیشه در حرکت باشم...
و جمله آخر اینکه : آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند ...